قهرمان ميرزا عين السلطنه
1426
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دخل كنند و منافع ببرند . ليكن من نمىگذارم . آنقدر حق دارم و اذن فحوى دارم كه حتى المقدور شأن او را مواظب [ باشم ] و از آن مجالس بىمعنى و حرفهاى ياوه مانعش شوم . اگر به آقا بگويم كار همه تباه است . اين است كه ملاحظه كردم ابدا نگفتم . يك نفر از اهل اردو با مستشير الدوله دوست نيست . تمام را از خود در ظرف اين مدت قليل رنجانيده . متصل پيش من و خدمت آقا شكايت مىكنند ، قسمى كه تمام پشت درشكهء من و افخم الملك آمده مستشير الدوله است با دو سه نفر . فقط از معقوليت سيماى مؤدب و آرام حرف زدن را دارد كه اول توى ذهن زده انسان تصور مىكند كه معقولتر از او كسى نيست و حال آنكه ابدا شعورى ندارد و متصل مشغول فتنه [ است ] و باوجود كمحرفى زبان بدى دارد كه مايهء رنجش تمامشده كه هرگز از بشرهء او هويدا نيست . ييلاق ايلات خمسه پنجشنبه 18 - صبح را سوار شده هوا با رطوبت و سرد [ است ] . راه ديروز را گرفته رجعت نموديم . جويهاى بد و باطلاقهاى كثيف داشت . هيچ روزى به قدر ديروز در آن سفر خسته و مانده نشده بودم . آدم و مال ديروز همه خسته و تاكنون اين صدمه را نخورده بوديم . دو سه مال ديروز مانده [ بود ] . دوتاى آن يكى مال آقا ، ديگرى سوارى پسر معزز السلطان سقط شد . اسبهاى من الحمد لله از همه بهتر آمده . آن يابوهائى كه ابدا تصور نمىشد تا قم بيايند از همه بهتر آمدند . محمد بيك خوب رسيدگى و خدمت كرد . آبادى زياد و چمن با نهرهاى آب فراوان . اين دهات جزو بلوك بوانات و قونقرى مىباشد . ييلاق ايلات خمسه است و بواسطهء صدمهء آنها خيلى از آبادى آن كاسته . اغلب مورد نهب و غارت هستند . ناهار بين راه خورده صديق نظام كه چاپارى آمده و جزو « سويت » است اينجا رسيد . بعد از ناهار باد همهروزه وزيدن گرفت ، نهايت سخت و بد . با كمال زحمت به عباسآباد رسيديم . چادرها را خراب [ كرده بود ] ناچار در ده منزل گرفتيم . بسيار ده كثيفى بود كه از آن بالاتر تصور نمىشود كرد . برحسب لزوم حمام رفتم اگرچه پاك كرده بودند اما آنقدر آبش لجن داشت و كثيف بود كه به وصف نمىآيد . فتح الممالك هم بود . شب افخم الملك آمده قرار شكار گذاشته بوديم كه صبح زود برويم . آقا پيغام فرستاده كه نرويد موقوف كنيد . اطاعت شد . جمعه 19 ذىقعده - منزل قادرآباد است از مزارع مشهد مرغاب . راه باصفا ، كوههاى كوچك تمام سبز ، آبهاى فراوان . امروز چشمها به سبزه و چمن افتاد ، وجدى و سرورى داشتيم . خصوصا فتح الممالك را هم امروز در درشكه آورديم و از دست سيد نديمباشى خلاص شديم . علامت فتح بود . مستشير الدوله اين دو روزه ابدا نزديك